ولیجه
ولیجه
متفاوت تر
"ولیجه " یعنی "آقاهای کوچولو " که به جای " رجوع ' به "آقای اصلی عصرمون ٰ ده اونها رجوع کنیم واندیشهى اونهارو در خودمون نفوذ بدیم " ولیجه ' اا به معنی محبوب و معشوق واستاد ومعلم وآیت الله وعارف و حکیم
و فیلسوا ف و فیزیک دان و شیمی دان و پزشک و خلاصه هرچیز دیگه اى نیست بلکه به معنای کسی هست که خودش رو " ولیًّ ٰ میدونه به زبان ساده تر " جایگاه امور رو تعیین میکنه نه اینکه ذیل ولی عصرش باشه جایگاه امور
رواز منظر او ببینه کسی که اینطور میشه "ولیج " و مریدانش میشن "ولیجه داران " "ولیجه "اون شخصیت دارای طرفدار و مریدی هست که دچار "خودشیفته گىٰ شده وخودش رو مدار امور تصور میکنه براى همین تاب سخن مخالف رو
نداره و با سخن مخالف میریزه بهم ولیجه داران" هم همینطورن تاب سخنی بر خلاف ولیجهشون روندارن و"میریزن بهم " ازهمه مهم تراینکه "ولیجه وولیجه داران " چون بر مدار "حق و حقیقت " نیستن بهم ریختگی پیدا میکنن!
وگرنه " ولی " و "ولایتمداران " چون اهل حق هستن راحت میتونن با "برهان ۹ دلیل ' به صورت کاملا " معقول و منطقی ٰ' با مخالفینشوا ن مواجه بشن بدون ذره ای بهم ریختگی.. خلاصه "ولیجه " همون کسی است که به جای ولیّ در ذهن و دل ماجای خوش کرده حتی اگر خودش مدام دم از " ولی " بزنه که اتفاقا خیلی هم دم میزنن تابیشتر دورشون رو شلوغ کنن.
در زیارت جامعه میگیم ماازهر ولیجه اى اعلام نفرت و بیزاری میکنیم ; ااوَ أبرءُ إلی الله من کل وَلیجَه دُونکم (