در عصر نشر موهومات و سخنان حس‌گرایانه و عاری از عقل، که همواره مانند چاه و چاله‌ای بر سر راه اهل علم قرار دارد، بر آن شدیم تا بستری را فراهم کنیم تا تشنگان فلسفه و حقیقت با چشمه‌ی گوارای «اندیشه‌ی معقول» مواجه شوند. همچنان که خودمان پس از این مواجهه‌ی خاص با استاد از پوچی و سردرگمی -که ماجرای بسیاری از جوانان امروز این خاک دوست داشتنی است- آزاد شدیم و با پرداختن به «معرفت نفس» به نوع دیگری از بودن و با عالمی سراسر امید و نشاط و معنویت آشنا شده‌ایم…

دغدغه‌ی این جمع دوستانه و «خودجوش» نوشیدن و نوشاندن معقولات به تشنگان و طالبان آن است تا با رهایی از «حجاب معاصرت» در «خلوتی فلسفی» به نهانی بیایند…

این رسانه به دغدغه و همت چند تن از شاگردان استاد هادی پناهیان و همچنین با اجازه از ایشان برای تشنگان و طالبان فلسفه و حکمت راه اندازی شده است و عمدتا به صورت مطالعات شنیداری در اختیار دوستداران علوم معقول قرار می‌گیرد.


پیش آن سلسله مو مشت ما وا شده بود
وسط این همه کوه تیشه رسوا شده بود
همه در ساحل عشق تشنه می‌رقصیدند
روح مرموز عطش مثل دریا شده بود
باز غوغا شده بود باز غوغا شده بود
بهترین لحظه‌ی عشق با تو پیدا شده بود
گرچه ای دف‌زن مست شیشه باده شکست
یک بغل مستی و نور قسمت ما شده بود