دردِ
دردِ
"درد " بیماری نیست "درد " قبل ازبیمارى نیست بلکه "درد " ازبیمارى به وجود میاد. گاهی ماحصل چند بیماری هم میتونه باشه لابد خبر هم داریدکه هیچ طبیبی درد رونمیتونه درمان کنه! بلکه طبیب مرض رو درمان میکنه ولاجرم درد هم ازبین میر حالا یک دردى هست از قضا انقدر هم زیاد شده که انگار دیگه دردش شده این درد!
ولى دردش اتفاقا زیاده این درد، هر قدر هم حواس خودش رو پرت کنه مریض ولى باز دوباره توجهش جلب میشه و " زجر " میکشه ازاین درد. اصلا به ادبیات امروزین بهش بگیم " ابّر درد " گزاف نگفتیم ازبس کهکش پیدا میکنه و مریض روآخر ازپا میندازه..
درمان این درد، که دراصل یعنى درمان بیمارى هاى باعث این درد حتما جزو درمان های فوری واورژانسی بایستی به حساب بیاد. حدس زدین چه دردیه؟ حدس بزنیدا لا! هیچ کدوم از حدس هاتون درست نیست چون رفتین سراغ دردهای مشهورا ولى این درد داره فراموش , میشه که درده ودارندهش بیمار!
پاسخ ; ' "درد دیده شدن حکما واطبّا همیشه در بیمارى هاى باعث این درد مطالعه مُداقه میکنن ولی هیچ وقت قطعی نمیشه گفت چون علتش درافراد متفاوت میتونه باشه، مثلا ازلحاظ اطبا میتونه: چیزهایی مثل ; عقده، حقارت خودکم بینی، خود بزرگ بینی، خودشیفتگی ء کمبود عاطفه اختلال مهرپذیری.
اختلال دو وقطبی و..
باشه منتهی ازباب حکمت اونچه که معمولا به عنوان بیماری وپایهی این درد لحاظ میشه چیزی نیست جز; " بیماری دیده نشدن "! یا بیماری " اثبات خودا' ولى نه دیده نشدن توسط همه!
بلکه دیده نشدن توسط " آسمانی ها " بلی، تا " آسمانی ها" انسان رو نبینن ۹ نشناسن یعنی " نظر ' نکنن مدام وپی در پی این درد رنج آوربا انسان خواهد بود "دردِ دیده نشدن " هرچند هم اریش ماریا مارک آلمانی کتابی بنویسه با عنوان; کسى نظرکرده ى آسمان نیست " که هرچه نگاه کردم کتاب رو هیچ کجاش نتونسته بود دلیل اسم کتابش رو تبیین کنه یا حداقل یک دلیل براش بیاره.
۰. ۵ آخه "با جملات حقایق تغییر نمیکنن " راستی اگر دردِ دیده شدن، با دیده شدن رفع میشد چرا پس صاحب درد پی درپی بعد ازهر باردیده شدن هم دلش میخواد بازهم دیده بشهإ؟ حتی دردش رفته رفته اوج هم میگیره وبهکم هم راضی نمیشه!؟
آیا نه این هست که در حقیقت او دیده نشد؟
ولی دیده شده آخه!
نه دیگه توسط اونهایی " که باید ببینن دیده نشده.. اونها اگر ببینن ونظرکنن درد آرام ' میگیره و رفته رفته کمتر و نیست میشه، این روند تا جایی ادامه داره که این انسان مدام دردید ونظراون انسان هاى آسمانی قرار میگیره، پس دردی سراغش نخواهد آمد..
ویک راستی دیگه اینکه چرا همین هایی که درد دیده شدن دارن دیگه بعد از چند سال ازهمون دیده شدن ها می نالن و میگن ای کاش دیده نمیشدیم اقلا " زندگی " می کردیم وبعدش منزوى میشن… مشخصه، چون توسط اونهایی که باید دیده میشدن دیده نشدن…
اینکه فرمودن ; " مَعروفون فی السًّما ع۰۰۰ ' یعنى آسمانی ها این هارو میشناسن حالا تواز خودت بپرس ; آشنا داری تو آسمون!؟ یعنى ; آشنا داری تو آسمونیا!؟ همون هایی که روی زمین هستن اما آسمونی به حساب میان اونها بهت نظرکنن وببیننت دیگه چنین دردی نخواهی داشت…
)در پرانتز هم عرض کنم که درد هدیهای از حضرت ارحم الراحمین است که متوجه بیمارى هاى خاموش بشویم تا تدریجی ازبین نرویم (
مادری به پسرش گفته بود; پسرم این همسایه خیلی در فلان اداره کارش گیره، آشنا دارى کارش رو راه بندازی؟ خدا خیرت بده پسر گفته بود; تواون اداره آشنا ندارم اصلا روى زمین آشنا ندارم ولی تو آسمون آشنا دارم به کار میاد؟
مادر یهو دلش ریخت وگریه کرد ودستاش وبلندکرد روبه آسمون وگفت; خدایا ممنونتم نعمتت روبرمن تمام کردى بااین فرزند، بااین ایمان…
۹ دیگه راحت ازاین دنیا میرم، دیگه چیزی نیست که نداشته باشم، الحمدلله الحمدلله الحمدلله بعد پسرش روبغل کرد وگفت ازاون آسمونیا ب بخواه پس دعاش کنن تا کارش جور بشه: دست مادرش و بوسید گفت ; مادر آسمونی من همسایه مون رو دعا کن..