بی بی سی چی ها
بی بی سی چی ها
' بی بی سی چی ها " پرسید; " تحلیل شما پیرامون قرار داد ۲۵ ساله بین ایران وچین چیست؟ " گفتم یک چنین مسئله ی کلان مهمى به تحلیل من وامثال من مربوط نیست، تحلیل آن برعهده ى رهبرى وسران نظام جمهوری اسلامی است مگر شما " رهبر ندارید!
به تحلیل ایشان رجوع کنید، ایشان هم در اینطور مسائل بارها فرموده اند هر وقت دیدید آمریکا ایادی اش نگران و مضطرب کاری می شوندکه میخواهید انجام بدهید، بدانیدکار درستى است ووقتى ازشما خرسند وراضى اند بدانید دارید اشتباه مى کنید، این روزها که دشمنان خودشان را تکه پاره کردند که قرار داد با چین به صلاح ایران نیست..
چراگمان می کنید پیرامون هر مسئله ای بایستی " تحلیل' داشته باشید!؟ پرسید; یعنى ازهمه اموربى خبر باشیم!؟ گفتم ; نه اصلابی خبری معقول نیست گفت ; پس درستش چیست؟
گفتمۀ درست ومعقول این است که مادرگام نخست پیرامون هرمسئلهای بایستی "تعلیم 'داشته باشیم نه " تحلیل " تحلیل قبل از تعلیم مضراست، هم براى حالات خود، هم براى احوال جامعه بخصوص پیرامون مسائل مهم واساسى،
یابه اصطلاح " غیر فردى " بایستى " تحلیل بعداز تعلیممان نیز درذیل تحلیل رهبرى قرار گیردکه این مى شود همان وحدت کلمه که راز پیروزی است اساسا تحلیل قبل از تعلیم ' محکوم به موهوم بودن است وثمره ى سخنان موهوم یا خوف است یا حُزن ویا هر دو..
این حجم ازخوف وحزن که مشاهده مى شود طبیعی نیست طبیعی نیست یعنى معقول نیست ومعقول نبودنش ثمرهی تحلیل هاى موهومی است که دامن بشرعصر مدرنیته " راگر فت.. تحلیل بدون تعلیم مانند این است که یک فردى دردى رادر ناحیه اى از بدنش حس کند وبه محض اینکه درد عارض شده تحلیل کند; نکند بیماری لاعلاجی باشد!
نکند سرطان باشد!
نکند باید بمیرم!
نکند هوای تهران من را ترور بیولوژیک کرده است!
نکند مورد هجوم لشگر جنیان موساد قرار گرفته ام! نکند ظهور نزدیک است!
به قدری " تحلیل " می کند تا خوف وحزن وجودش رامى گیرد و "پریشان " مى شود، غافل ازاینکه بایستى اول به طبیب رجوع مى کرد وتحلیل رابه اومى سپرد ومى فهمید "اصل قضیه ' چیست تا بعد برای اصل قضیه 'تدبیر می کرد راستی این حجم بالای تحلیل های سیاسی < اجتماعی فرهنگی، اقتصادی که بین مردم رایج است آیا بعد از تعلیم است یا قبلش!؟
آیا حتٰی " طلبه ای که مدام پیرامون مسائل سیاسی تحلیل دارد، دو واحد! درس " فلسفه ی سیاست " را گذرانده = است!؟ تعریف ومبانى " علم سیاست " راتعلیم دیده است! تواند سیاست را معقول ومبرهن تعریف وتشریح کند!؟
هیچ مى دانید در حوزه هیچ یعنى هیچ کتابى پیرامون " فلسفه ى سیاست خوانده نمی شود! اما اکثر صحبت هاگپ وگفت ها سیاسی است! تازه این ماجرای طلاب است که قراراست پاسدار اسلامی باشند که فرمود پیر ما؛ "اسلام والله تمامش سیاست است دیگر دانشجو و نجار کاسب و راننده نانوا وکذا سرجاى خود..
علت اصلی اینکه "شیعه هیچ گاه در منجلاب تحلیل های موهوم گیر نیفتاده وآلوده نشده است همان راز " ولایت " است، که ولى فقیه به عنوان " امام ورهبر " تحلیل می کند و مامومین حقیقی اش آن تحلیل را تعلیم مى بینند وبراى خود اطرافیان قابلشان تشریح مى کنند، که این برترین نوع "تعلیم است وچه خوشبخت است "ایران عزیز " اگر روزی چنین فرآیندی راطی کند.
بگذارید مصداقی بیان کنم ; سریال گاندو را تماشا می کردید؟ حتما خبر دارید " دولتی ها" ناراحت بودند سنگ اندازی کردند فحش دادند در رفتند می دانید چرا!؟ نکند سطحی و عوامانه گمان کردید به علت پرداختن گاندوبه دو تابعینی ها" وبرملاکردن نفوذ و جاسوسى وبلاهت وحماقت وعدم اصالت اینها بود!؟
خیر، خوب است بدانیدکه آنها افتخار مى کنندکه دو تابعیتی هستند چراکه در نگرششان جهان رایک دهکده مى دانند وافتخارمى کنندکه شهروند این دهکده باشند، یابه زبان ساده دوتابعیتى بودن را برای خودشان یک پرستیژ وامتیاز وافتخار دانند.
به ماجراهای جاسوسى واینها که حساسیت ندارند چراکه فیلم وسریالهاى زیادى به این موضوع پرداخته اند وعادی است اما علت اصلى مخالفت اتاق فکر دولت که غریبه هم نیستند بلکه هستند " آشنا "،
این بود که برای اولین باردر تاریخ انقلاب یک سریال بایک سکانس اش باب جدیدی رادر عرصه ى رسانه – گشود و آن اینکه دریک سکانسى تصویر رهبرى معظم نشان داده شدکه در حال "تحلیل بودند بعد ازآن " محمد همان تحلیل را برای نیروهایش تشریح , می کرد و تعلیم ' می داد.
چنین ماجرایی را آنان تاب نمی آورند، خوب مى دانند اگر "نگرش تحلیلى " جامعه ذیل تحلیل هاى ولى فقیه برود، دیگر جایى براى عرض اندام آنان و تحلیل هایشان نمی ماند، لذا آن کردندکه دیدید شنیدید..
وقتى یک سریال " حرفه اى جذاب به وقتش تحلیل ولى فقیه رادرقاب خود مى آورد، آرام آرام اینطور گوش به تحلیل رهبری بودن قهرمان داستان یعنى محمد براى کودکان نوجوانان و جوانان 'صورت مطلوب " مى شود وچنین بودنی براى این نسل جذاب مى شود تبدیل مى شود به رویکرد.
خوب قهرا کسانى که به تحلیل هاى خودشان اصالت مى دهندنه ولى فقیه، بایدهم ناراحت شوند پس بایستی تحلیل های رهبری که اعقل علمای عصر است را " تعلیم دید، که این هم برای خود انسان خیر است هم اگر جایى نیاز وتکلیف بودبه سخن گفتن – انسان موهومات وبافته هاى ذهنی , خودش را به نام " تحلیل ترویج ; نمی کند.
گفت ; ۴این ماجرا حل شد، اما سوال دیگری دارم ; به نظرشما انتخابات ربطى به ظهور حضرت حجت دارد؟! گفتم چطورا! مشکوک صحبت می کنید! گفت حاج علیرضا پناهیان گفته اند " انتخابات مقدمهی ظهور است "!
وبه نظرمن کاملا اشتباه کرده اند ونبایستى انتخابات را جلوه ى دینى بدهیم و مقوله ى معارف و اعتقادات ما از سیاست انتخابات جداست خلاصه دو ربع ساعتی سخن گفت..
گفتم من کاملا بى خبرهستم والبته بعید مى دانم ایشان اینطور گفته باشند تا آنجایی که می دانم رویکرد خبرگزاری ها وکانالهایی که شما معمولا آلوده شان هستید عموما باایشان حزبی ودسته بازى باند بازی است نه علمی درصورتى که ایشان عالم است وسخنان عالمانه مى زند ونقدو گفتگوی علمی هیچ شباهتی بااین تخریب هاکه صورت می گیرد ندارد.
على ایحال بررسى مىکنم باشما تماس می گیرم پاسخ می دهم بعد از بررسی ; اول اینکه به هیچ وجه ء آنطور که شما می گفتید نبوده است!
ایشان آن سخن را نگفته اند، بلکه سخنرانی مفصلی بوده است که در قسمتی از صحبت هم گفته اند; سربلندی درانتخابات مقدمه ساز ظهوراست خوب کاملا هم درست است انتخابات یک امرشرعى ودینى است ودرهرامر شرعى که بخصوص اگر جنبهی فراگیر واجتماعی داشته باشد مثل انتخابات انفاق ومواسات و.
همهى اینها انسان را مقرب می کند به ساحت قدسی حضرت امام زمان سلام اله ولى خوب است بدانیدکه ایشان درآن سخنان " تحلیل رهبرى معظم " راکه فرموده اند حضرت یک حکومت صددرصد مردمى تشکیل مى دهند را تشریح کرده اند البته جاى تعجب ندارد این جارو جنجالِ عوامانه وجاهلانه که همانطورکه عرض کردم د دسته بازى وباند بازى است نه علمى ومعقول.
ایشان تشریح مى کنندکه انتخابات در جمهوری اسلامی ایران به حسب اینکه یک فعل اجتماعى و صل درصد مردمی است اگربه نحو احسن یعنى انتخاب اصلح انجام شود نشان دهنده ى این است که این جامعه ای که چنین قابلیت و فهم سیاسی ای " پیدا کرده است که قادر است " اصلح ' را انتخاب کند پس لاجرم قابلیت وآمادگى ظهور وقیام حضرت " اباصالح ' راهم دارد..
انتهی گفت ولی آقای حامد کاشانی گفته اندکه; "نباید مسئله ظهوررو خرج انتخابات کرد وخط قرمز ما عقیدهى ماست همچنین تلویحا ایشان را دعوت کرده اندبه مناظره وکذا. گفتم
من که این آقایى راکه نام بردید را نمی شناسم ولی آنچه نسبت به این حرف ) نه شخص ( می توانم بگویم این است که – کسی که دعوت به مناظره وکذا کند ) که حالا بگذریم در اسلام چیزی به نام مناظره نبوده است وهرکدام ازاهل بیت هم اگر مناظره کرده اندبه اصراریا اجبار مخاصمین بوده است باطن مناظره همان " مرا،
" است که حرام است ( یاسوال وابهام دارد یامى خواهد خودش را مطرح کند، اگر سوال وابهام داردکه بسیار خوب، باهمان فرد مورد نظر تماس بگیردیا برود نزدش وسوالاتش را بپرسد وابهامش را برطرف کند،
دیگر چرا " اکثریت ' به این بیماری دچار شده اندکه هر موضوعی را رسانه ای می کنندا اگرهم مى خواهد خودش را مطرح کندکه واى برمردمی که عوامانه وساده لوحانه پلکان مطرح شدن شیفتگانِ مطرح شدن می گردند..
اما اینکه نباید مهدویت واینها را خرج انتخابات کردا نکتهى مهمى است که عرض کنم ; تمام درد سرامام وانقلاب مادرطول تاریخ این نهضت ازآخوندهاى به ظاهر مقدس وخوش خط خالی بوده است که انقلاب را ازاسلام جدا توهم کرده اند!
پنداشته اند انقلاب یک حرکت اجتماعی بوده است نه یک حرکت دینی واسلامی! نفهمیده اند؛
حفظ نظام اسلامی ازاوجب واجبات است " را مبانی "انقلاب اسلامی را نفهمیده اند فلسفه ی انقلاب اسلامی را نفهمیده اند صفحه وسایتشان هم سر بزنى هیچ خبرى از معقولات نیست تماما 'منقولاتی است که دردی رادوا نمی کند،
یا وعده می دهدیا وعید ازآن مهم تراینکه هیچ خبرى از حضرت روح الله وولى فقیه و شهدا وحاج = قاسم انقلاب و معارفش پیدا نمی کنی فقط مواجهی باعکس ها وژست های مختلف و کذا و هنوزکه هنوزاست در حال پاسخ دادن به شبهات اهل سنتى هستندکه اصلا وجود خارجى ندارندا تماما به دام سرکاریِ سرویس جاسوسی انگلیس و دیگر دشمنان افتاده اند ودرگیر دشمن فرضی شده اند!
که همواره هم از دشمن فرضی شکست می خورندا اهل سنت واقعى که با سایت و سخنان شماکاری ندارد! شما را درگیر دشمن فرضى کرده اندتا " فرزند زمان خود " نباشید یا شیخ.
بگذرم بایستی به صاحبان این " سخنان " گفت ; ما از حضرت روح الله شهدا آموخته ایم خط قرمز ما "انقلاب زیبای ماست مااز حاج قاسممان آموخته ایم جمهوری اسلامی حرم است ما وقتى راى مى دهیم راى دادنمان حماسه اى است که مبنایش معرفت به اسلام ناب است،
اسلامی فرمودند ولله تمامش سیاست است حماسه ی رای دادن ما هیچ تفاوتی نمی کندبا حماسهی کربلای پنج وشلمچه وجان دادن وخون دادن حماسه ى راى دادن ما هیچ فرقى نمیکند باجهاد علمى وقلم زدن وکتابت و..
حماسه ی رای دادن ما هیچ تفاوتی ندارد با حماسه هایی که در بوسنى وحلب ورقه وسامرا آفریدیم. همهى اینها به خاطر اعتقادات و معارف اسلامی ما است بسنو برادرجان فریاد باشکوه خمینى کبیر را; " ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است ولى فقیه من مى گوید؛
۲۲ بهمن تجلى عید غدیر است، پس ما وقتى به راهپیمایی ۲۲ بهمن مى رویم تفاوتى حس نمى کنیم بارفتن درصحراى غدیر خم براى بیعت با مولا على سلام الله علیه
انتخابات یک بازی حزبی وکذا نیست مودت شیعه است برای نزدیک ترشدن به حکومت امرالله – تعالی به همین سادگی انتخابات نظام اسلامی را از عقاید و مهدویت جدا کنید!؟
ای کاش هر طلبه ای قبل ازاینکه پشت " میکروفن " می نشست قبل ازاینکه بالاى منبر می رفت وقبل ازاینکه زیرچتر "لباس روحانیت " قرار می گرفت مبانی اش " را درست می کرد ومی ساخت آن هم مبانی ای که " معقول " باشند و مستحکم نه حسیّ وسطحی که باطنشان مشهورات است و موهومات. " کاش طلاب سخن حضرت خمینى را " اطاعت می کردند که فرمود؛
" اقل سعادت خواندن یک دور فلسفه است لااقل فلسفه هم نمى خوانید تفکرتان را فلسفى کنید، اندیشه تان را داراى مبنا کنید، تا ببینید آنچه را نمی بینید نکند محمل حسنین هیکل " آن پژوهشگر مصری ببیند اما حوزه و حوزویان نبینند!
که گفت ; " انقلاب اسلامی تیری است که ازقرن, هفتم ' میلادی پرتاب شده وبه سینهی قرن بیستم میلادی اصابت کرده است هیکل مى گوید این انقلاب در حقیقت همان ضرب دست رسول الله استکه در بعثت یعنى قرن هفتم زدند امروز بشر صدایش را می شنود..
هیکل می گفت امام خمینی ازطرفی شناخته شده ترین شخصیت است واز طرفى ناشناخته شده ترین همه می دانند اوکیست اماکم هستند کسانی که از عظمت شخصیت قدسی اوبا خبر باشند، من بعداز اولین ملاقات با اوبا حیرت وشگفت زدگی آنجا را ترک کردم واین درصورتی بودکه پنج ساعت با او بودم.
کاش "تعلیم می دیدید قبل از " تحلیل آنگاه متوجه مى شدیدکه " زشت است عالمی دوز شهادت حضرت صدیقه طاهره که جان عالمی بفدایش، پا برهنه بیاید مقابل مردم ودوربین ها وکذا اما روز قدس نیاید اسراییل راکاری نداشته باشد،
بچه های غزه راهم که اصلابی خبراست ۲۲" بهمن " نیاید پای صندوق رای نیاید کاش بزرگانتان متوجه بودندکه مساله ما امروز پابرهنه رفتن د در فاطمیه نیست مسائل مهم تری دارد بشر و جهان امروز کاش طلاب متوجه بودند مساله ماامروز سبعین و تسعین نیست مسائل امروز رامى خواهید بایستى بدوید آقا مرتضى آوینى را پیدا کنید وپای درسش تعلیم ببینید آنگاه آقا مرتضى " حاج قاسم " رانشان خواهد دادکه شیعه ى امروز یعنى "قاسم ' سلیمانی حالا بایستى بدویم ورجوع کنبم به حاج قاسم تاپای مکتب اوتعلیم ببینیم ; حاج قاسم می گوید اگر نجات مى خواهید،
بایستی سوار کشتی نجات مکتب حضرت روح الله " شوید خلاصه که مراقب باشیدبا تحلیل هاى موهومتان مانع رسیدن تحلیل هاى معقول به مردم ; نشویدکه در این صورت راهتان راه بی بی سی است بی بی سی " راکه دیده اید!؟
تعلیم ندارد بلکه مدام تحلیل می کند، برای همین بی کاران بى بى سى بین، همواره همهی اموررا تحلیل کنند!
بى بى سى مدام تحلیل مى کند تا تحلیل هاى معقول " که اوجش دراندیشه ى حکیمانه ى ولى فقیه است دیده نشود، شنیده نشود، اگرهم شد، " اطاعت نشود.. لذا در اندیشهى ما "بى بى سى چى ها" کسانی هستندکه تحلیل هاى غیر معقول می کنند حالا چرا به این هامی گوییم بی بی سی چی "؟
براى اینکه هرتحلیلى که ذیل تحلیل ولى فقیه نباشد، تشریح آن تحلیل نباشد، تعلیم آن تحلیل نباشد قهرا "اختلاف آفرین ' است وحدت کلمه را خدشه دار مى کند، آنگاه چه بداند چه نداند دارد استرا اتژی "انگلیسی ها" را محقق می کند; که "اختلاف بینداز وحکومت کن مراقب باش برادرم خواهرم , پدرم،
مادرم همسایه ام هموطنم که تحلیل هایت سبب شرّ و اختلاف نشود بلکه سبب خیر ووحدت باشد
فلللا