اگر حاج قاسم در انتخابات دوم اسفند بود
اگر حاج قاسم در انتخابات دوم اسفند بود
' اگر شهید حاج قاسم در انتخابات دوم اسفند بود… قال العقل ; انسان ها در "انتخاب هایشان " لُو می روند. دقیق ترین هنگامی که مى شود شخصیت انسان هارا شناخت وبهلایه هاى پنهان وجودشان پى برد، درانتخاب هایشان است.
از دیگر جنبه هاى مهم انتخاب انسان این است که، حالات هر انسانی ثمره ی انتخاب هاى اوست نه ثمره ی شرایط مشکلات و کمبودهایش. به عنوان مثال دوانسان را تصور کنیدکه فقر وضعف مالى به ایشان عارض شده و علی دغم , تدبیر چاره ای هم برای خلاصی ازاین ابتلا پیدا نمی کنند.
حالا نفر اول شکوه وگلایه واعتراض را انتخاب مى کند وبه حسب همین انتخاب. دچار حالاتی چون کرختی، بدبینى , طلبکاری جانبی و۰۰. می شود؛ ولی نفر دوم صبر و تلاش مضاعف تسلیم در برابر رزق مُقدرش را انتخاب می کند، که ثمره ى این انتخاب مى شود حال خوب نشاط امید صفا.
هر دوى این حالت ها ثمره ى "انتخاب های " آن دو نفر بود نه ثمره ى امکانات شرایطشان..!
انتخاب هاى انسان مدام در او ایجاد حالت " کند، بسیارى از انسان ها نمی دانند که در انتخابشان مختار هستند ولى در "اثرآن انتخاب "; خیرا ای انسان درهر انتخابی اثری است، که اگربا اختیاری که درتو جعل شده است دست به اننخابی زدی حتماٌ اثر آن انتخاب در تو حادث وایجاد خواهد شد، چه بدانی چه ندانی, چه بخواهی چه نخواهی.!
مثل انسانی که حسادت " را انتخاب مى کند غافل است که این انتخاب ناگزیر اثری به دنبال دارد که همان ضعف روح وبیمارى هاى جسمى است. براى همین جناب عقل مطلق، مولا على علیه السلام فرمودند: اصحه الجسّد مِن قِله الحسّد میزان سالم بودن بدن منوط ووابسته است به نبود حسادت!
بگذرم..
حاج قاسم.
جان تمام اینها را عرض کردم تا برسم به این سخن که ۰. از وقتی شهید شده اى بیشتر با مایی بیشتر براى مایی بیشتر به فکر مایی.. حتما خبرا داری که انتخاب مهمی درپیش دارم ومانند همیشه دراندیشه ی حالاتِ پس از انتخابم به سرمی برم.
آقا، خاطرت هست آذرماه سال گذشته برایمان گفتی ; »شهید برنده است شهید بُرنده است ماندگار است ابدى است مقام دارد مقام مى دهد روشن است راه را روشن می کند، اثر می گیرد اثر دهد ا.
حالا بربُراق خیال نشسته ام درذیل عقل، تابه سمت " مکتب " توپرواز کنم -همان که تفصیل " مکتب امام روح الله " است – وپاى اندیشه ى باشکوهت زانوبزنم وخودت برایم روشن کنى که دست به چه انتخابی بزنم در انتخابات پیش رو!
اگر خودت بودی دوم اسفند چه مى کردی سردار؟
فرمانده جان، یقین مى دانم اگر بودی هم، جواب این پرسشم را نمی دادی; که به چه کسی رای بدهیم؟ باشد، ولى جواب این را حتما مى دادى; "به چه کسانی رای ندهیم اصلا مرا با همین شخصیت فراجناحی ات شیداى خودت کرده اى، اصلا رجال جناحی بُو دهند، بوى بد مى دهند، بوى منفعت طلبی بوی عقده گشایی بوى غیر اصیل و غیر نجیب بودن بوی تظاهر بوی جای مُهرهای داغ!
حاجی جان خبر دارم که درانتخابات سال ۷۶ در مراسم صبحگاه نیروهای تحت امرت حاضر شدی دریک دستت نامه ی حوزه نمایندگی ولی فقیه بودکه گفته بود سپاهیان به ناطق نورى راى بدهند ودر دست دیگرت وصیت نامه حضرت روح الله ۰۰۰.
صحبت کردی و گفتی: انماینده ولی فقیه مى گوید به ناطق راى بدهیم اما حضرت امام در وصیت نامه شان فرموده اندکه سپاه در انتخابات دخالت نکند حالا باید چه کنیم؟
( بعد خودت تبیین کردى، تعلیم دادی و گفتی: »ما باید به وصیت حضرت مُرادمان عمل کنیم "۰ پس ازاین اقدام شجاعانه ات دیگر کسی جرات نکرد سپاه عزیز مارا از سلوک ذیل شخصیت امامش دور کند، خوشا بحال سپاه که تورا دارد خوشا بحال توکه سپاه را داری.
سردارم تو همواره پایبند اصول بوده اى واصول راچیزی جزامر حضرت نائب نمی دانستی که فرموده بودند: مبادا انتخابات شما را رودر روى هم قرار بدهد براى همین هم فعالیت حزبى وباند بازى واینها درشخصیت پاک واصیل توجاى نداشت امابا تو مشغول گفتگو شده ام تا روشنم کنی!
تو مرا روشن کن من همه ی دوستان را خوب بهتراست ازاینجا شروع کنم که انتخاب توکه به صورت کلى مشخص است، همواره کسی یا کسانی را انتخاب میکردی که " اصول رارعایت کنند ودر وصیت نامه ى حکیمانه ات تصریح کرده ای که: "اصول یعنى ولى فقیه اما تمام درد ماهم همین است سردار!
مادر انتخابات ها چندی است همواره با گروهی مواجه هستیم که پرچم ولایت فقیه هم بر دوش دارند، اماباآن سنخیتى ندارندا حاجی جان من واقعا نمى دانم اینان چه ازجان انقلاب مى خواهندا البته افرادى متخصص هستنا ولی نه در " تقویت اصول بلکه در " تضعیف " اصول!
مثلا قادراند بسیار حرفه ای وحدت شکنی کنند، کارهاى مرموز غیر معقول کنند – مانند تشکیل دولت درسایه – مى توانند به قدرى " دهانه ى انقلاب را تنگ کنندکه خیل عظیمی نتوانند ازآن عبور کنند!
حالا گاهی این دهانه را آقای سعید جلیلى با حضور وحدت شکنش در انتخابات گاهی آقای وحید جلیلى با تخریب مفتضحانه نیروهاى اصیل انقلاب، گاهی آقاى حسن عباسى با سیاه نمایی هایش گاهی روزنامه ۹ دى با جریان سازى هاى جزیره اىاش تنگ مى کند و گاهی جناب رسایى ۰۰. آخ اجناب رسایی «!
یادت هست حاجی چه توهینی به شما کرد؟!
و شما فردی دستپاچه خطاب کرده بودا!
وماسوختیم ولى تو به ما ا آموخته بودى سکوت کنیم.. البته شما
جایی در انقلاب زیبای داشته دارد.
کردی نه دعوا.. او
او را هم دعا سردارم ۰.
همهى این دهانه تنگ کردن هارابه نام انقلاب وسیع وزیباى ما انجام مى دهند، نام خودشان را گذاشته اند اجبهه پایداریا« که تفصیلش میشود اجبهه ی پایداری کردن ازتنگ ماندن انقلاب اسلامی ذهن متوهم ما« اصلا هرگاه روزنامه شان یا سخنان اینها را مطالعه مى کردم احساس می کردم آخر هفته انقلاب سقوط خواهد کردا بر خلاف سخنان همواره مملو از عقل و نشاط و حکمت رهبرى دوست داشتنی مان…
البته حق داشتند چراکه – انقلابى که درذهنشان است، ایجادى ووَهمى بودنه معقول کشفى، وهر وهمى مدام روبه فنا است! براى همین باید آن را پایدار نگه دارند. البته این نوع نگرششان که به ایجادات ذهنی خود عمل می کنندنه به اوامر حضرت نانب مسبوق به سابقه است مدام مى روند خودشان را پشت آقای مصباح یزدى پنهان می کنند!
بله درست است که آقای مصباح اقبالى به مبارزات انقلابی و حضرت امام نداشتند، حتى سخن امام در چراغانی نکردن نیمه شعبان راگوش نکردند. ولی خوب حتما به اشتباه خود پى بردند، استغفار کردند ومتوجه شدن که این انقلاب اسلامی همان انقلاب حضرت حجت است ونبایستى نشست ومنتظربه معناى منفعل بود ۰.
خوب توبه کردن حتما.
بله که به حضرت آقا گفته بودن " مبارزه ای که درآن مجاهدین وچپی ها درآن باشند حرام است " و حضرت آقا , گفته بودند: "اگراهل مبارزه نیستى، خب مبارزه نکن، ولى لااقل مبارزه رابااین حرفهایت خراب نکن دیگر بعد ازبه خود آمدن وسربه راه انقلاب شدن مهم نیست که حالا ایشان سال قهر بودن با حضرت آقا وآخرسرهم آقا مهربانى کردند.
بگذرم.!
که واقعااى کاش تمام اینها دروغ باشدا بله خبر دارم که شهید بی نظیر آیت الله بهشتی چقدر ناراحت بودن ازافکار آقاى مصباح ونوع تربیتی که ایشان در مدرسه ی حقانی راه انداخته بودند.. شهید بهشتی می گفتند: مدرسه اىکه بخواهد یک مشت انسان لجوج، پرخاشگر بی جا، متعصب تربیت کندکه نتوانند باهمه دوکلمه حرف بزنند چه ارزشی دارد!
من مکرربه جناب آقای مصباح گفته ام، گفته ام برادر عزیز چرااین بحث مایی که احتیاج به رسیدگی بیشتر دارد باید اینطور مطرح بشود.. ' ) رجوع شود به کتاب شریعتى در مسیر شدن، بیانات شهید بهشتی پیرامون مساله آقای مصباح ومدرسه شان که مفصل است (.
اینها مهم نیست ملاک حال فعلى افراد است، افعال آقای مصباح الحال بدون شک در چهارچوب انقلاب وذیل ولی فقیه است حتما. ولی امان ازاین جبهه ی پایداری! که خودشان را پشت نام ایشان پنهان کرده اند و عوام فریبی کنند.!
سردار جان اینان در انتخابات هاسر وکله شان پیدا مى شود وبه صورت کاملا ولنگارانه حرمت شکنی کنند واز سمه مهمتر; وحدت شکنى! وقهرا به هرکس که وحدت شکنی مى کند بایستی مشکوک بودا مشکوکم به اینان حاجی جان…
راستی سردار دلها انگلیس خبیث که در حدود ۳۰۰ سال قبل آیت الله جیکاک! را دربین اهالى این مرز پرگوهر نفوذ دهد، فى الحال که فنون نفوذ و تغییر محاسبات بسیار – پیچیده ولایه لایه شده است چه می کند؟ یعنى انگلیس مارارها کرده؟
یادرما نفوذى دارد؟
که حتما دارد!
من یکى که به هرکس یا جریانى که حرمت تو ودوستان تورا حفظ نمی کند مشکوکم..! راستى حاج قاسم ما خودت مشکوک نیستی که چرا آن همه جمعیت که در یوم الله تشییع تو آمدند و برایت سوختند چرابه یاران وهم فکران وادامه دهندگان راه تو رأى نمى دهند؟!؟
آیا نه این استکه همین ها باعث شدندکه خیل عظیم مردم از حقیقت انقلاب و شخصیت هاى حقه ى انقلابى بى خبر باشند؟ وصد البته به لطف خفیه ى الهى، با معجزه ى شهادتت آنچه که فطرتا درپی اش بودند را در " شخصیت الٰهی تو پیدا کردند.
آیا همین ها باعث نشدندکه همفکران توءهم اندیشان تووهم کلاسی هایت در مکتب انسان پرور امامأ غریب بمانند هرگاه به حسب تکلیف براى انتخاب شدن درصحنه ى انقلاب آمدند، مظلومانه انتخاب نشوند؟ تکلیفم روشن شد فرمانده، یقیناٌ اگر بودی در دوم اسفند نگاهی هم به لیست پایداری!
انداختی چه برسد به اینکه انتخابشان کنی حاج = قاسم جانم با اینکه چله ات گذشته است، اما هنوز ایران بغض تورا دارد، هوای تورا دارد و هرچه ی گذرد مستان شراب طهور، به گرد نور وجودت بیشتر مى گردند.
همه ی شاگردان حقیقی مکتب امام دریافته اندکه بایستى شخصیت شان مثل توباشد، اصلا تیکه کلام نسل جدید روشنفکران وتشنه گان حقیقت شده; "مثل حاج چ قاسم باش چه روشنم کردی ستاره ی آسمانم تا دست به یک انتخاب "اصلح بزنم، انتخابى که اثرش احالت لبخند ورضایت توباشد ۰.